محل تبلیغات شما

این شعر را با صدای شاعر از اینجا دریافت و گوش کنید.


 

. حتی اگر کتابی بودم

 

میان رنج نخوانده ماندن و خوانده رها شدن _

 

کتابخانه غربتی بود .

 

غربتی از وان جوهر برای تنی با بوی کاغذ _

 

با نانوشته هایی آشنا از تو .

 

و ناشنیده های دیگران از باورت به آنچه می گفتم _

 

به فریادهای " إقرأ " در غارهای خالی .

 

.حتی اگر کتابی نبودم

 

زمین و سقف را جلدی می کردم

 

تا نخوانده بماند نانوشته های آوارگی .

 

میان جلدها پنهان می کنم

 

بغض نوشته هایی

 

که آنقدر نخوانده ماندند

 

تا نویسنده بی خانه بماند .

 

بر آوار آوارگی خواب کتابی می بینم ؛

 

یک خوابه 50 متری

 

40 پیش، ماهی یک و نیم .

 

می نویسمش .

 

با خودکاری که از 40 روز پیش

 

خواب وانی 50 متری از جوهر می بیند .

 

حتی اگر کتابی بودم .

 

با سرمایه ی این خواب نوشته ها

 

خانه ای جز در ساختمان "فارنهایت 451" _

 

در همسایگی ابراهیم و سیاوش

 

در به رویم نمی گشود .

 

. و غربت کتابخانه در خانه ای بی نویسنده

 

و غربت نویسنده در خانه ای بی کتاب .

 

میان رنج نخوانده ماندن

 

و ناخوانده، ماندن .

 


 

در همسایگی ابراهیم و سیاوش

هملت و عیسی بر کاناپه فروید

موریانه های چوبی

کتابی ,نخوانده ,بی ,ای , با , میان ,اگر کتابی ,  حتی ,ای بی ,حتی اگر ,رنج نخوانده

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها